از دوزخ زندگی ات بیرون بیا

از دوزخ زندگیت بیرون بیا!

کار را با بخشش خود شروع کن.

شما انسان هستی و انسان نیز جایزالخطا است. این طبیعت زندگی است. از اشتباهاتت درس بگیر و به راهت ادامه بده. درواقع شما فقط یکبار تاوان اشتباهات خود را می‌پردازی. ولی با یادآوری آن‌ها در ذهنت بارها و بارها تاوانشان را می‌دهی. شما خودت عامل گمراهی خود هستی. شما کسی هستی که خود را به فلاکت ابدی محکوم می‌کنی. شما خودت دوزخ را به‌وجود می‌آوری و دربان دوزخ خود هستی. شما می‌توانی هر زمان که بخواهی از این دوزخ بیرون بزنی. ولی به اختیار خود ترجیح می‌دهی که در آن جا بمانی. زیرا خودتان را سزاوار تنبیه می‌دانی. خودت را ببخش.

تنبیه کردن خود به خاطر اعمالی که در گذشته انجام دادی، هیچ چیزی را تغییر نمی‌دهد. شما نمی‌توانی گذشته را تغییر دهی، تنها کاری که در این مورد از دستت برمی‌آید، آن است که از اشتباهاتت درس بگیری و به راهت ادامه دهی. این که در بقیه‌ی عمر به خاطر خطاهایت احساس گناه کنی، فایده‌ای نخواهد داشت و فقط شما را از پا در می آورد.

خود را ببخش.

به‌هرحال اگر از اشتباهاتت عبرت نگیری و همین‌طور به راهت ادامه دهی، زندگی ممکن است بازی دیگری برایت ترتیب دهد. پس ازخطاهایت عبرت بگیر، خود را ببخش و به راهت ادامه بده.

برای آن که صدمات و آسیب‌های گذشته را از یاد ببری، باید دیگران را ببخشی. آن‌ها را به خاطر خودت ببخش. یادآوری خاطرات تلخ هیچ نتیجه‌ای ندارد، به جز آسیب به خودت. اگر می‌توانی آن‌ها را ببخش، درنگ نکن. به خاطر داشته باش که آن‌ها نیز آدمیزاد هستند و درست مانند شما جایزالخطا می‌باشند. کارهای دیگران به شما ربطی ندارد و شما مقصر نیستی. در وجود آن‌ها نیز طبیعت حیوانی وجود دارد. حسرت گذشته را نخور، گذشته گذشته است. گذشته را در همان گذشته رها کن. اگر دیگر به گذشته کاری نداشته باشی خیلی راحت‌تر می‌توانی آن را از یاد ببری و به سمت جلو قدم برداری.

منظور از بخشیدن دیگران این نیست که بگذاری آن‌ها باز هم به شما صدمه بزنند. شما به‌هیچ‌وجه نباید در موقعیت های منفی‌باقی بمانی. با دور کردن خود از چنین اوضاعی می‌توانی مسایل را به‌خوبی ارزیابی کنی و بهتر تصمیم‌گیری کنی. اگر نگذاری موضوعی روی شما تأثیر منفی بگذارد، می‌توانی از زوایای دیگری تمام ماجرا را زیر نظر بگیری.

همواره در پیرامون شما مسایلی اتفاق می‌افتد که به‌راحتی نمی‌توان آن‌ها را فراموش کرد. من این موضوع را درک می‌کنم. شما حداقل به خاطر سلامت جسم و روح خود و آسایش و رفاه کسانی که دوستشان داری باید خشم و دیگر احساسات منفی خود را کنار بگذاری. نمی‌توان کاری را که انجام شده است، تغییر داد. عصبانی بودن و یادآوری صدمات گذشته هیچ چیزی را تغییر نمی‌دهد. به خود لطف کن و موضوعات قدیمی را فراموش کن. شاید این کار دشوار باشد ولی شما چاره‌ای به جز این کار نداری.

در زندگی مسائلی وجود دارد که شما می‌توانی آن‌ها را کنترل کنی و مواردی که هیچ کنترلی بر روی آن‌ها نداری. این که چطور نسبت به یک موقعیت واکنش نشان دهی، به خودت بستگی دارد. شما می‌توانی عصبانی شوی و بگذاری آن موضوع، روزت را خراب کند یا یک قدم عقب بروی و نفسی عمیق بکشی، موقعیت را ارزیابی کنی و ببینی بهترین کار ممکن در آن موقعیت چیست.

احساسات منفی برایت هیچ فایده‌ای ندارند. عصبانیت و ترس فقط به شما آسیب می‌زنند. ناراحتی‌ها و غم‌های  گذشته را از یاد ببر، در غیر این صورت فقط خودت آسیب می‌بینی. نگذار حماقت دیگران روحیه‌ی شما را خراب کند. شما در قایق در حال غرق شدن آن‌ها نیستی. کارهای دیگران به شما ارتباطی ندارند. اگر خاطرات گذشته را یادآوری نکنی، در نهایت جاده‌ای را که پشت سر گذاشتی فراموش خواهی کرد. گذشته چیزی نیست به جز خاطره‌ای مربوط به دور دست‌ها. شما نمی‌توانی آن را تغییر دهی. آب ریخته را نمی‌توان جمع کرد. تنها کاری که از عهده‌ی شما برمی‌آید آن است که به راهت ادامه دهی.

همراز عزیز، اگر به گذشته بنگری نمی‌توانی پیشرفت کنی. پس ببخش و رها کن…

 

همچنین ببینید

چطور روی غلتک بیفتیم!؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *